این روزها شیوه ای جدید یاد گرفته ام آنهم از حاج آقای خودمان، البته این شیوه، در این ایام مرسوم است و رواج دارد؛ بجای دکترنظر بدهی و بجای مهندس هم نقشه بکشی و بجای سرهنگ فرمان درکنی و از این “قیل و قال ها”، یحتمل هم یک زمانی،جایی گندش در برود از زیرش مثل کش تومان درمیرویم؛ مثلاً جای سرهنگ بفرمایی:«بلند کردن موشک، که اهن و تلوپ ندارد!»بعدکه گفتن این چه افاضاتی بود که فرمودید؟! بگویید من حقوق دانم و بعدش مثلاً از خودت در کنی برای گذاشتن ریش باید «رفراندوم» برگزار کنیم؛ این “چیز” خوبی است؛ بعد دوباره بیایند خاطرنشان کنند، آخر این که تف سر بالاست؛ و بعدش بیافتد روی صورتمان، بگویم ما دکتر هستیم، ایرادی ندارد بجایش این هسته ها را دور بریزید نمیخواهد بشکنید! خامش را میخوریم… و القصه….
——————-
پ.ن۱: این متن را بچه ها نخوانند” بد آموزی دارد”
پ.ن۲: آنچه که در متن میخوانیدحقیقت دارد و به شما خیلی نزدیک است
پ.ن۳:شیخ ما شیره میخورد و می داند شیرین است
پ.ن۴: شما از من بهتر میدانید، شخصی که از “قوزبالاقوز”فرار میکند چطور آدمی است!(وامصیبتا)